خرید بک لینک
موضوع : نوشته شده در تاريخ 11:59 | يکشنبه 10 آبان 1394 توسط انسی سوم آذرماه شب تولد باباجون من مهمون داشتم... جلسه ی دوستانه و علمی اجبارا مراسم تولد باباجونو انداختم روز تولد...شبش صبح روز تولد برخلاف هر سال به باباجون (موقع بدرقه صبحگاهی و قبل رفتنش به شرکت) گفتم کارت بانکیشو بده تا بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا احمدی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 17:14

نوشته شده در تاريخ 11:59 | يکشنبه 10 آبان 1394 توسط انسی سلام این مدت اونقدر از همیشه بیشتر... مشغولاتم زیاد بود که تصمیم گرفتم برا خودم یه قانون هایی بذارم... قانون اول: هفته ای یه بار آپدیت خاطرات گلپسرم و... خبرها از تولد بابا و مامان و مسافرت سه روزه ی خاطره انگیزمون جامونده تا برات بنویسم و بخش مهمش علاوه بر یه خبر داغ و جدید... پیشرفت قابل توجه تو نازنینم، تو حرف زدن و قصه خوندن و شعر خوندن و هوارتا شیرین کاریه دیگه ست... رابطه هات و شلوغ کاری های وروجکیت که من و باباجون گاهی نمیدونیم : بخندیم ... تعجب کنیم ... شاکی بشیم یا حتی ناراحت بشیم... خلاصه شدی یه دنیای دیگه تو خونه کوچیکمون این هفته رو اختصاص میدیم به خاطرات روایی- تصویری از تولد باباجون و مامان جون... البته فعلا... موضوع : دستنوشت های ماماننوشته شده در تاريخ 6:59 | شنبه 15 اسفند 1394 توسط انسی ادامه مطلب

برچسب: خاطرت خیلی عزیزه,خاطرت خیلی عزیزه احسان خواجه امیری,خاطرت خیلی عزیزه علی هایپر, نویسنده: نیکا احمدی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 12:50

نوشته شده در تاريخ 11:59 | يکشنبه 10 آبان 1394 توسط انسی سوم آذرماه شب تولد باباجون من مهمون داشتم... جلسه ی دوستانه و علمی اجبارا مراسم تولد باباجونو انداختم روز تولد...شبش صبح روز تولد برخلاف هر سال به باباجون (موقع بدرقه صبحگاهی و قبل رفتنش به شرکت) گفتم کارت بانکیشو بده تا براش هدیه بخرم ... آره خب... هرسال سورپرایزش اساسی بود ولی امسال خواستم متفاوت باشه... خلاصه صبح تا تو نازنینم بیدار شی ، یخرده از کارهامو کردم و حاضر شدیم تا تو رو بذرم یکی دوساعتی خونه خاله جون مریم و برم خرید... خیلی عالیه که خونه خاله جون که میریم اصلا یادت از من نمیاد... هم خاله جون کلللللی هواتو داره و هم با حسام الدین کلللی بازی میکنی و هم یه عالمه اسباب بازی... با خیال راحت رفتم... به قصد خرید یه جفت صندل توپ رفتم کفاشی ها رو بگردم... ولی یهو احساس کردم یه جفت کفش اسپرت باباجون خوشحالتر میکنه... پس هدیه م رو خریدم... بعدشم کاغذ کادو و انتخاب کیک تولد و خرید شمع و فشفشه البته بخش سورپرایزش به اینجا ختم نمیشه... اینکه از پس انداز خودم هزینه کردم و گرفتن کارت بانکی قسمت انحرافیه قضیه بود که ته قصه دست نخوادامه مطلب

برچسب: تولد باباجونم, نویسنده: نیکا احمدی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 12:50

موضوع : نوشته شده در تاريخ 11:59 | يکشنبه 10 آبان 1394 توسط انسی درباره وبلاگ فرزند... سپرده ای الهی به دستان تو، ادامه ی آفرینش، شیره جان است، امانت است، آویخته ای ست به دامان تو، صفحه ای سپید و نقش پذیر، گلی ست خوشبو از نوع بهشتی اش، شاگرد چگونه بودن های توست، عظیم است و اساسی، از بزرگترین رسالت هایت، این همه ای که اوست... مادری می خواهد که بداند و بتواند...» صفحه اول» پست الكترونيك RSS آرشيو مطالب صفحات وبلاگ آخرين مطالب موضوعات پيوند ها پيوندهاي روزانه آمار وبلاگ افراد آنلاین : 1 نفربازديدهاي امروز : 6 نفربازديدهاي ديروز : 17 نفربازدید هفته قبل : 109 نفركل بازديدها : 15667 نفر ادامه مطلب

برچسب: شمارش معکوس تولد, نویسنده: نیکا احمدی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 12:50

صفحه بندی